ابو الفضل مير محمدى زرندى
195
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
و در آخر اين نقل ، به نظر مىرسد كه بسيار بعيد است كه مسيلمه چنين لاطائلاتى كه به هذيان شبيه است ، گفته باشد و مؤيد آن اينكه ، راوى حديث يا ضفدع ، شخصى است بنام سعيد بن نشيط كه بنا به گفتهء بعضى مجهول است و شناخته شده نيست « 1 » . بعلاوه كلماتى در كتابها از مسيلمه نقل شده كه با اين لاطائلات متفاوت و در نهايت اختصار و قوى و داراى فصاحت مىباشد . . . تا اينكه مىگويد : اول ، اينكه به آن زن ، ( سجاح تميمى ) در وقتى كه با هم در يك جا قرار گرفته بودند گفت : « هل لك ان اتزوجد فآكل بقومى و قومك العرب » ؟ . يعنى : آيا با من ازدواج مىكنى تا قوم من و تو ، به نان و خورشى برسند « 2 » . 2 - ابو الطيب المتنبى كه در اوايل امر ادعاى پيغمبرى كرده و در باديه سماوه سكونت داشته است و مىگويند : او ، كلامى را القاء كرد و مدعى بود كه قرآن است كه به او نازل شده است ، و از على بن حامد نقل شده كه مىگفت : من مقدارى از آن كلمات را ضبط كردم و در حافظهام مانده است كه عبارتست از « و النجم اليسار ، و الفلك الدوار و الليل و النهار ، ان الكافر لفى اخطار ، امض على سنتك ، واقف اثر من قبلك من المرسلين ، فان اللّه قامع بك زيغ من الحد فى دينه و ضل عن سبيله » « 3 » . چقدر ادعاى عظيمى كرده كه مىگويد : خداى تعالى به من فرمود : خدا بوسيلهء تو كليهء گمراهان و ملحدين را قلع و قمع مىكند با اينكه اين مطلب دربارهء پيغمبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) نيز حاصل نشد در آن جائى كه مىفرمايد « و ذكر فان الذكرى تنفع المؤمنين » مردم را موعظه كن كه پند تو به مؤمنين ( فقط ) نتيجه دارد . علاوه در جمله « و الفلك الدوار » كه حركت دائرهاى را به فلك نسبت مىدهد صحيح نيست زيرا فلك حركت ندارد بلكه جز فضا چيزى نيست ، كه ستارهها در آن دور مىزنند . و از ابن خالويه نحوى نقل شده است كه روزى در مجلس سيف الدوله اظهار كرد چون معناى متنبى اين است كه كسى به دروغى ادعاى نبوت كند پس هر گاه كسى خود از اين لقب راضى شده سخت در جهالت است « 4 » .
--> ( 1 ) ذهبى در ميزان الاعتدال مىنويسد : سعيد بن نشيط شناخته شده نيست . ( 2 ) رسالة الاسلام ، سال 11 ، ص 325 . ( 3 ) اعجاز القرآن ، رافعى ، ص 184 . ( 4 ) كتاب منتظم ، تأليف ابن جوزى ، ج 7 ، ص 26 .